پریمرزفیروزگر

 

 پریمرز فیروزگر



روانشاد پریمرزفیروزگر فرزند روانشادان همایون و گشتاسب فیروزگر روز دی به دین و ماه دی برابر با هفتم ژانویه ۲۰۲۲ میلادی به جهان مینو پیوست. 

خانواده‌ی سرشناس ارباب گشتاسب فیروزگر از نیک‌اندشانی هستند که برپایه‌ی آموزه‌های اشو زرتشت در پایه‌گذاری یادمان‌های نیک کوشیدند. مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی فیروزگر ۷۰ سال پیش با نیک‌اندیشی ارباب گشتاسب فیروزگر پایه‌گذاری و وقف وزارت بهداری شد.

روانشاد پریمرز فیروزگر با هنر کارآفرینی همسرشان جمشید جوانشیر نخستین شهرک و متل ساحلی دريای مازندران را بنیاد نهاد. متل‌ قو سال ۱۳۳۸ راه‌اندازی و با گسترش آبادانی در آن منطقه شهرکی به نام ساقی‌کلانه پایه‌گذاری شد. به گفته‌ای نام شهرک برگرفته از نام دختر آن روانشاد است. هنگامی که شهرداری ساقی‌کلايه (با نام کنونی سلمان‌شهر) و کلارآباد، نخستین شهرک‌های مازندران گشایش یافت، بانو «پريمرز فيروزگر» به عنوان نخستین شهردار زن ايران در اين پست قرار گرفت. اين سمت تشريفاتی نبود. او به تاييد اهالی قديمی و به پاس کوشش‌های بسیار دربرپایی شهرک‌های نوپا، به این سمت برگزیده شد. پس از کوچ به آمریکا نیز با نیک‌اندیشی و منش نیک از یاری رساندن و برگزاری آیین‌های دینی فرونگذاشت.

 روانشاد مهرافزون فیروزگر دیگر فرزند ارباب گشتاسب، در راستای شناساندن و گسترش هر چه بیشتر آیین زرتشت و فرهنگ و تمدن ایران زمین برای هم‌ میهنان ایرانی و جهانیان و همچنین آرزومند آبادانی ایران بزرگ بود. در این راه همسر ایران‌دوست او زنده یاد دکتر آبتین ساسانفر هم‌گام بود.

 شایان گفتن است، زنده‌یاد دکتر کسرا وفاداری، پژوهشگرِ فرهنگ و تاریخ، استادِ دانشگاه و کنشگر فرهنگی خواهرزاده روانشاد پریمرز فیروزگر بود.

روانشادبانو مروارید گیو


 روانشاد بانو «مروارید گیو» دخت روانشادان ارباب «اردشیر مهربان امانت» و بانو «دولت‌رستم» در سال ۱۲۸۴ خورشیدی در یزد چشم به جهان گشود. ایشان دارای دو خواهر به نام‌های « سرور» و « شیرین‌بایی » و چهار برادر به نام‌های « بهمن »، «جمشید »، «فریدون» و «رشید» بودند.





خانواده آن روانشاد بازرگان و از دهشمندان بزرگ هازمان زرتشتی بودند.

پس از پيوند زناشويى با ارباب رستم گیو، بانو مروارید همواره همراه و یاور ارباب رستم گیو در انجام کارهای گروهى (اجتماعى) و نيک اندیشی بودند.

می توان از کارهای بزرگ این دو دهشمند، ساخت رستم باغ در تهران پارس و همچنین ساخت دبستان گیو که یکی از  سر آمدترين دبستان‌هاى  تهران بود را نام‌ برد.

مروارید خانم همیشه با لبخند و مهربانی ويژه به خودشان با دیگران رفتار می کردند و همواره يارى رسان نیازمندان بودند.

مروارید خانم به همراه همسرشان ارباب رستم در سال ۱۹۷۸ به امریکا كوچ کردند و در آنجا هم همواره در انجام کارهای نیک‌ پیش گام بودند.

مروارید خانم خانه ای را در اُرنج کانتی خریداری کردند و در دسترس هازمان زرتشتیان قرار دادند و پس از گذشت زمانی اولین کلنگ بنای مرکز زرتشتیان کالیفرنیا، که زمین آن از دهش ارباب رستم گیو خریداری شده بود را به زمین زدند.

ساخت تالار مروارید گیو مرکز از دهش آن روانشاد می باشد.

مروارید خانم پس از درگذشت ارباب رستم تعداد ۵۰ قطعه آرامگاه در رُز هیل کالیفرنیا را به مرکز زرتشتیان دهش نمودند.

ایشان اموال خود را وقف هازمان زرتشتیان نموده اند که از سوى تراست مروارید خانم گیو اداره می گردد.

تراست مروارید خانم هرساله سالنما (تقويم) زرتشتیان را چاپ کرده و به رایگان در اختیار هازمان زرتشتیان قرار می دهد همچنین بخشى از هزینه چاپ مجله چهره نما که از سوى مرکز زرتشتیان کالیفرنیا چاپ می گردد را پرداخت می نماید.

مروارید خانم گیو باور داشتند که همه افراد جامعه باید تحصیلات عالی داشته باشند و به این افراد یاری می رساند و  همواره مشوق افرادی بود که در مورد آیین زرتشتی پژوهش می کردند و آن را گسترش می دادند و برای رسید به این هدف ها تراست مروارید خانم گیو بودجه ای را برای یارانه آموزشی در اختیار فزانا قرار داده تا به افرادی که برای هازمان زرتشتی خدمت ویژه ای را انجام میدهند  و یا به تحصیلات آکادمیک مشغول هستند اهدا گردد. 

همچنین در سال ۲۰۱۸ تراست مروارید خانم گیو بودجه ای را به دانشگاه UCLA بخش پورداود برای کرسی مطالعات آیین زرتشت اهدا نمودند تا به دانشجویانی که در باره آیین زرتشت پژوهش می نمایند یاری رسانند.


 یاد ارباب رستم و مروارید خانم گیو همواره زنده باد.



گلستان بانو کیست؟

 

سال روز  لغو جزیه زرتشتیان در ایران به همت بانوی نیکوکار گلستان بانو



در تاریخ ۵ مهرماه ۱۲۶۱ زرتشتیان ایران آزادی خود را به مناسبت لغو جزیه جشن گرفتند.

حقوق یک کارگر در ماه ( سال ۱۲۶۱ ) مبلغ ۱۰ ( ده ) ریال یعنی سالانه ۱۲۰ ( یکصد و بیست ) ریال بوده است و در سال ۱۲۶۱ سالانه ۴۵ ( چهل و پنج ) ریال یعنی معادل۳۷.۵% حقوق سالانه خود را جزیه می‌داده است.

 گلستان بانو کیست؟ خلاصه ای از زندگی نامه این بانوی نیکوکار

این نام شاید برای بعضی از ما زرتشتیان آشنا باشد و شاید هم بعضی از ما این بانو را نمی‌شناسیم.

  حتماً همه ما مانکجی صاحب یا مانکجی هاتریا را می‌شناسیم، همان نماینده‌ای که توسط انجمن اکابر پارسیان هند برای بهبود اوضاع زندگی زرتشتیان به ایران فرستاده شد. زرتشتیانی که اگر مانکجی صاحب نماینده آن انجمن به ایران نیامده بود و مشکلات بسیار مهمی را که زرتشتیان آن روز گرفتارش بودند برطرف ننموده بود اکنون دیگر زرتشتی ای در ایران وجود نداشت. همگی خوب می‌دانیم که زرتشتیان برای زندگی داخل شهر  می‌بایست جزیه ( مالیات ) پرداخت نمایند و مبلغ این جزیه به حدی زیاد بود که بهدینان آن زمان توان پرداختش را نداشتند و ناچاراً یا مهاجرت می‌کردند و یا دینشان را ترک می‌گفتند که در هر صورت روز به روز از شمارشان کم می گشت. به ‌همت مانکجی و با پولی که انجمن اکابر پارسیان هند میدادند این مالیات پرداخت می شد تا اینکه سرانجام با هزینه هنگفتی که این انجمن پرداخت کرد، پادشاه ایران، ناصرالدین شاه قاجار  به تاریخ ۵/۷/۱۲۶۱ خورشیدی فرمان لغو جزیه را صادر نمود.

حتماً می پرسیم این همه صحبت در مورد مانکجی و انجمن اکابر پارسیان هند چه ربطی به گلستان بانو دارد ؟ پس گلستان بانو کیست ؟؟

در سال ۱۱۴۴ خورشیدی در زمان حکومت افشاریه،  حاکم محلی کرمان شرایط سختی را برای زرتشتیان بوجود آورده بود و زرتشتیان به ناچار برای حفظ دین مهاجرت می کردند، دو خانواده به نامهای آدرباد و ایزدیار نیز به همین منظور به یزد مهاجرت نمودند. در آنجا پسر ایزدیار به نام کیخسرو با دختر آدرباد ازدواج میکند که از آنان دختری زیبا متولد میشود که نامش را گلستان بانو میگذارند.

در شهر یزد نیز زرتشتیان از آتش تعصب غیر همکیشان در امان نبودند. چون گلستان بانو ۱۰ ساله شد همسایگان غیر زرتشتی قصد ربودن و ترک دینش را داشتند که پدر گلستان بانو با گروه دیگری از زرتشتیان آن زمان چاره ای به جز مهاجرت ندیدند و بنابراین رهسپار هند شدند. گلستان بانو به تنهایی رنج دوری از وطن و خانواده را تحمل میکرد و همیشه غم این حوادث روحش را آزرده می ساخت. گلستان بانو در بمبئی با جوانی پارسی به نام فرامجی ازدواج می کند و اتفاقاً او نیز به مانند همسرش از رنج و آزار ایرانیان پریشان خاطر  بود. در آن زمان گلستان بانو با کمک همسرش خدمتی برای ایرانیان زرتشتی انجام داد که بی شک بودن امروز ما زرتشتیان ایران از فکر نیک این بانوی اندیشمند است . آری تاسیس انجمن اکابر پارسیان هند و اعزام  مانکجی هاتریا به عنوان نماینده این انجمن  و ارسال این همه پول در آن زمان همه با سعی و تلاش گلستان بانو انجام پذیرفت. این بانوی فرهیخته توانست بار جزیه را برای همیشه از دوش ایرانیان بردارد و ساخت این همه آموزشگاه و برپایی دوباره مراسم و جشنها و ساخت آتشکده و دخمه ها همگی توسط نماینده محبوب او مانکجی صاحب و با پول دهشمندان پارسی در ایران انجام پذیرفت و سرانجام در روز ورهرام ایزد مهرماه ۱۲۴۴ خورشیدی با خاطری آسوده به آرامش ابدی رسید. یکسال بعد بهرامجی پسر گلستان بانو به یاد مادرش دخمه ای را  در شهر کرمان با کمک یکی از خویشاوندان خود به نام ملا ظهراب گشتاسب بنا کرد تا یادش از خاطر نرود.

 

 پژوهشگر: دکتر آرش ضیاتبری