فرنگیس شاهرخ

یادی از فرنگیس شاهرخ، یگانه مادر صنایع دستی



تاریخ ایران و جهان به زندگی و سرنوشت چهرا دها ) اشخاص( گره خورده است؛ هریک خشتی گذاشته اند تا سقفی پدیدار شود؛ خشتهایی که گاه به قیمت زندگی و جانشان تمام شده است.در این مهرازی ):معماری( باشکوه، زنان بسیاری نقش آفریده اند.
زنان ایرانی نویسنده ی برگهای بسیاری از کتاب تاریخ و فرهنگ ۲۰۰ سال گذشته ی ما بوده اند؛ تاثير نیک بسيارى از آ نها در افزایش آگاهی عمومی، کاهش تبعیض علیه زنان، بالابردن سواد و جایگاه هازمانی ):اجتماعی (شان، ایستادگی دربرابر فشارهای دینی، همیاری در پروژه های فرهنگی، موسیقی، سینما بر کسی پوشیده نیست.
بیگمان در میان زنان نامدار و تاثیرگذار سرزمینم نام فرنگیس کیخسرو شاهرخ )یگانگی( همچون ستار ه ای بر تارک آسمان فرهنگ و هنر ایران می درخشد.

با آنکه ایشان برای پا گرفتن شورا ی عالی زنان ایران و حق رای بانوان این سرزمین بسیار کوشیدند اما کوشش برای نگه داری و شناساندن صنایع دستی و هنرهای ایرانی، نام فرنگیس یگانگی ( شاهرخ( را در تاریخ ایران  ثبت کرده است.  ا زاین رو  بی راینَ ):دلیل( نیست که بنیاد گذار سازمان زنان زرتشتی را به عنوان مادر صنایع دستی و هنرهای ملی ایران میشناسند.
به خجستگی روز صنایع دستی و آشنایی با زندگی کسی که بخشی از زندگی اش را برای شناساندن و بالابردن هنر مردم سرزمینش ویژه کرد و برای این نیک اندیشی مادر صنایع دستی فرنام گرفت، بخشی از گفتگو با وی را که در آستانه ی هشتاد سالگی اش انجام شده است در ادامه می خوانیم.
فرنگیس کیخسرو شاهرخ در ۱۲۹۵ خورشیدی در تهران زاده شد و هنگام زایش وی، پدر ارباب کیخسرو شاهرخ ومادر فیروزه، هفت فرزند پسر داشته اند و فرنگیس نخستین دختر خانواده به شمار میرفت.  وی در خانواد ه ای پرجمعیت بزرگ شد و چهارده خواهر و برادر داشت.

دروان تحصیل چگونه گذشت؟
دبستان را تا نهم دبیرستان در مدرسه ی زرتشتیان خواندم.  پس ازآن هنوز دبیرستان دخترانه ی انوشیروان دادگر ساخته نشده بود از این رو به مدرسه ی آمریکایی ها رفتم و تا پایان در آنجا خواندم.
فرنگیس مادرش را در کودکی از دست داد در دامان پدر استثنایی رشد یافت و پدر مربی بزرگ و مراد زندگی اش شد. پدرم کسی بود که کار و کوشش را در جوانی از کرمان آغاز کرد. تحصیلاتش در مدرسه ی آمریکایی ها به پایان برد و به هند رفت. وی ا زسوی پارسیان هند به کرمان آمد در آن هنگام گروهی از پارسیان نیک اندیش یک سازمان خیریه برای کمک به ایرانیان بنیاد گذاشته بودند و پدرم با همازوری با آ نها چندین آموزشگاه ساخت. وی در آن زمان ۱۹ یا ۲۰ ساله بود. پدرم همیشه می گفت اگر می خواهید هازمان ):جامعه( پیشرفت کند، زنان را آموزش بدهید.

فرنگیس در جوانی با اردشیر یگانگی زناشویی کرد و به دنبال او به همدان رفت.در همدان خانه ی ما از شهر بسیار دور بود و سرگرمی ام تنها ورزش بود. بچه ها را خودم در خانه نگه داری می کردم تا بالاخره به تهران برگشتیم. در همدان یک روز دوستان آمریکایی ام به من گفتند تو که اینجا تنهایی و این اندازه کار خیر دوست داری بیا برویم وضعیت پرورشگاه شهر را سروسامان دهیم. کمابیش سیصد و خرده ای بچه با لباس سپید و پای برهنه در جایی به نام پرورشگاه بودند که از دیدن وضعیت آ نها حالم بد شد. برآن شدم با دوستانی که دور ه های خانوادگی داشتیم گفت و گو کنم تا از هزینه ی پذیرایی بکاهیم و پولش را برای بچه ها هزینه کنیم تا از این وضعیت بد رها شوند. همه موافق بودند پس با شهرداری که مسوول پرورشگاه بود به توافق رسیدیم و پرورشگاه را تحویل گرفتیم. هیات مدیره درست کردیم و تا زمانی که من آنجا بودم سرو سامان دادن پرورشگاه بخشی از کار و زندگی ام شد.

پس از جنگ جهانی دوم فرنگیس شاهرخ به اتفاق همسر، دو فرزندنش فیروزه و پرویز به تهران بازگشت و با آنکه باردار فرزند سوم )کامبیز( بود به دانشگاه تهران رفت و در رشته ی ادبیات تحصیل کرد و در سال پایانی دانشگاه، اردشیر یگانگی به راینَ ):دلیل( بیماری درگذشت و فرنگیس با آنکه اندوهگین از درگذشت همسرش بود به دانشگاه بازگشته و تحصیلاتش را به پایان رساند.
در کنار تحصیل سرگرم کار نیز بودم. همراه با دیگر بانوان پویا به شیرخوارگاه زنان و خیریه ی معلولان کشور چون دست شهرداری بود و رسیدگی نمیشد، سر میزدیم و برای بچه ها امکانات آموزشی و پرورشی فراهم می کردیم.
برای گرفتن حقوق برابر برای زنان به جایی رسیدم که در سال ۱۳۳۵ به عنوان یکی از شورای عالی « هموندان ):اعضای( اصلی درآمدم. این شورا در پیِ » جمعیت زنان ایران سیاست هماهنگ کردن فعالیت های سازما ن ها و جمعیت های زنان تشکیل شد.
فرنگیس یگانگی هرچند همچنان از هموندان فعال سازمان زنان ایران بود اما ترجیح میداد در زمینه ی صنایع دستی و کمک به نگاهداری میراث هنری و معرفی آ نها زمان بگذارد.

به کوشش او، هفته ی انجمن فرهنگی ایران باستان در تالار،» فرهنگ   درزمان نخست وزیری» حسنعلی منصور  برپا شد. او همچنین  زنده کننده ی هنرها و صنایع دستی ایران بود و بسیار او را مادر صنایع دستی ایران میدانند.
برای بررسی وضعیت صنایع دستی در ماموریتی شش ماهه، به سراسر ایران سفر کرده و از روستاها و شهرها نمونه هایی از هنر صنایع دستی مردم را گردآوری کردم. این سفر شش ماهه، دستاورد بسیار زیادی داشت. یکی از کارهایی که پس از این سفر انجام دادم، برگزاری نمایشگاه بزرگی از ساخته های صنایع دستی ایران دربرگیرنده ی خورجین، کیسه حمام، پوستین رودوزی شده، سفال، شیشه و باتیک تبریز و بلوچ و دیگر سوزن دوزی ها در » واکایاما « در گنج خانه ی ):موزه ی( قلعه ی ژاپن، در سال ۱۹۶۳ میلادی بود که هنر ایران را بر سر زبا نها آورد و جَو مساعدی برای بنیادگذاری سازمان صنایع دستی پدید آورد.
این مرکز در سال ۱۳۴۵ خورشیدی) ۱۹۶۶ با پشتیبانی وزیر اقتصاد، علینقی عالیخانی، به همراه یک مرکز بازرگانی وابسته به نام  » مرکز صنایع دستی « راه افتاد.

 فرنگیس شاهرخ در سال ۱۳۷۵ (۱۹۹۶) از سوی اتحادیه انجمن های زرتشتی قاره ی « امریکای شمالی- FEZANA به عنوان بانویی زرتشتی با خدمات عالی، موفق به دریافت لوح سپاس شد. این زن فعال و پی شرو در ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ ، در ۹۳ سالگی در لس آنجلس در حالی درگذشت که تا چند ماه پیش از آن همچنان در زمینه ی کمک به زنان و شناخت فرهنگ ایرانی فعالیت میکرد.
در آیین پاسداشت دهش های این بانوی فرهیخته دکتر فرهنگ مهر و دکتر ایرانی سخنرانی کردند که در دنباله می خوانید.
دکتر فرهنگ مهر - این گردهمایی برای  پاسداشت دهش های بانو فرنگیس شاهرخ یگانگی برای پشتیبانی از زرتشتیان و پیشرفت هازمان زرتشتی است. نخستین برخورد من با بانو فرنگیس، که من ایشان را خاتون صدا می کردم، در سال ۱۹۴۹ میلادی بود. زمانی که فرنگیس، بنده و شماری دیگر از موبدان زرتشتی مسوولیت پایش ):نظارت( بر استخدام کسان دارای مهارت که نمی توانستند کار مناسب حرفه هایشان را در هندوستان پیدا کنند و یا در پیِ پیدا کردن جایگاه بهتر شغلی اقتصادی در ایران بودند را داشتیم.

هنگامی که این نوآوری به شاه ایران گفته شد ایشان پذیرفتند که پارسی های هند از لحاظ پروانه ی ):مجوز( شغلی در رتبه ی ایرانیان نهاده شوند. پس از مهاجرت بانو فرنگیس به آمریکا ایشان همچنان فعال بودند و باعث به پدید آمدن انجمن زرتشتیان در شهر لس آنجلس شدند و همچنین ساخت ساختمان جدید زرتشتیان به نامگانه ی ارباب رستم و مروارید گیو و دیگر زرتشتیان. برای ایشان از اهورامزدا ». خواستار زندگی سالم هستم
دکتر کیخسرو ایرانی  - من این درود را برای  دوست و همکار عزیزم فرنگیس شاهرخ که در خدمت به هازمان زرتشتی هست میفرستم. پدر من و پدر ایشان دوستان نزدیکی برای هم بودند که حدود ۷۰ سال پیش در راه خدمت به پیشرفت جامعه زرتشتی درسرتاسر جهان، با هم آشنا شدند.

بهترین درودها با آرزوی تندرستی برای بانو فرنگیس شاهرخ و برای نیک اندیشی وی  شاد با ش ها میفرستم _